امام باقر (علیه السلام)می فرمایند: یکی از برترین کمال ها تفقه و تدبر در دین است.. (اصول کافی، ج1، ص 32 ).
                                

                       نقی،یعنی توپاکی!پاک تراز                 همان آبی که در جنت روان است
                  نقی،چون مظهر پاکی ست                 نامش برای قرنِ آلوده, گران است
                  به نام مادر آئینه سوگندزهرا             همان که صبح چشمش جاودان است
                  نخواهد از نفس افتاد این عشق           که از "هادی" به قلب عاشقان است                  به کوریِ دو چشم آن حقیری که              از فرط حقارت بد دهان است
                  به هر دیوار ِاین دنیا نوشتیم                  "نقی" زیباترین نام جهان است
    شهادت حضرت امام هادی ع  را به همه مسلمانان جهان تسلیت عرض میکنیم.

تقسیم پایان قیامت به بهشت و جهنم درقرآن مجید،به این خاطر است كه مردم در دنیا با اختیار و انتخاب خودشان  به دو  دسته تقسیم شده‏ اند زیرا درحساب پروردگار چنین تقسیمى وجود ندارد، او مردم را چنین تقسیم نكرده است ، بلكه او با كتاب‏ها و پیامبرانش مردم را به صراط  مستقیم  دعوت كرده ، گروهى با آزادى و اختیار خودشان، صراط مستقیم و گروهى نیز راه ضلالت را انتخاب كردند

اگرحركت در صراط مستقیم به اجبار خدا بود، بهشت نباید به وجود مى‏ آمد، چون مزد و  پاداش معنا نداشت . همه پاداش پروردگار مربوط  به آن انتخاب، نیت و خواست آزاد مردم است
دلیل :اگر مردم را به اجبار در راه ضدّ صراط مستقیم مى‏ انداخت، دوزخ و كیفر معنى نداشت،چون بشر دراین زمینه مجرم و مقصِّر نبود. وقتى اراده‏ اش را سلب كنند، بدون این كه خودش دخالت داشته باشد،او را در زشتى بیاندازند، براى چه او را كیفر كنند؟
خداوند بزرگ در قرآن كریم خودش را حكیم معرفى مى‏ كند.كیفر كسى كه خودش در جرمش دخالت و اراده‏ اى نداشته، بر حكیم، قبیح است

و خدا كار قبیح نمى‏ كند. همچنین پاداش به كسى كه خودش در كار پاك، نیت و اراده ‏اى نداشته است نیز صحیح نیست، پاداش چه چیزى را به او بدهند؟

«قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِینَ»  «بگو: دلیل و برهان رسا [كه قابل ردّ،ایراد،شك و تردیدنیست‏] مخصوص خداست، و اگر خدا مى‏ خواست قطعاً همه شما را [به طور جبر] هدایت مى‏ كرد.»(1
بنابراین نه هدایت و نه گمراهى، هیچ كدام اجبارى نیست. آیاتى كه می ‏گوید

»(إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ»(2
‏خداست كه هر كس را بخواهد بی‏راه میگذارد و هر كس را كه [به سوى او] بازگردد به سوى خود راه می ‏نماید.»



1. سوره انعام آیه 149
2. سوره رعد آیه 27





طبقه بندی: فلسفه دین، 
برچسب ها: اختیار، انتخاب، بهشت، جهنم، پایان قیامت، قرآن، دنیا، پروردگار، پیغمبران، صراط مستقیم، آزادى، ضلالت، مزد، پاداش، نیت، دوزخ، كیفر، مجرم، مقصِّر، حكیم، جرم، قبیح، انعام، برهان، جبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 5 خرداد 1391 | توسط : بین الحرمین | نظرات()



تجربه دینی لا اقل در مورد سه پدیده به کار می رود:


1- آگاهی مستقیم و غیر استنتاجی و حضوری نسبت به خدا یا امر متعالی یا امر مطلق یا معنوی .

2- پدیده هایی روان شناختی و معنوی که بر اثر خود کاوی بر آدمی مکشوف می شود و از نظر متدینان تنها با فرض و قبول یک موجود فوق انسانی به نام (خدا) یا نام های دیگر قابل تبیین هستند.

3- مشاهده دخالت مستقیم خداوند در حوادث خارق عادت و شگفت انگیز مثل معجزات ، کرامات، اسجابت دعا و مانند آن.

در هر سه نوع، شناخت مستقیم و مشاهده ای در کار است و از همین رو (تجربه) نامیده می شود و هر سه نوع بنا بر ادعای متدینان ، موید بعضی از گزاره های دینی ومذهبی اند .

ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه دین، 
برچسب ها: تجربه دینی، انسان مدرن، عمل گرا، کنش پذیر، جهان بینی، شخصیت دینی، علم زدگی، علوم تجربی، استنتاجی و غیر استناتجی، امر متعالی، امر مطلق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 | توسط : سجاد رستمی | نظرات()


سلام دوستان عزیز سالروز ولادت حضرت امام باقر(علیه السلام) و همچنین سالروز آزاد سازی خرمشهر را خدمتتان تبریک می گویم.

یکی از دیدگاه هائی که در مورد نیاز به دین وجود دارد، دیدگاه حداقلی می باشد. این دیدگاه هم از طرف دانشمندان غربی و هم از سوی روشنفكران مسلمان مطرح گردیده است. به نظر آنها نیاز به دین در محدوده خاصی می باشد و دین فراتر از آن نمی تواند پاسخگو باشد. این محدوده ها عبارتند از :

الف: مسائل ماوراء طبیعی (دیدگاه گالیله)

او می‌گوید نباید هر انتظاری را از دین طلب كرد و حل مسائل فنّی وتخصصی علوم وفنون از دین توقعی نابجاست.

دلیل گالیله: در صورت دخالت دین در مسائل علوم تجربی شاهد تعارض بین دین و علم خواهیم بود و از آنجا كه یافته‌های علمی با تجربه و آزمایش به ثبوت و قطعیت رسیده‌اند نمی‌توان گزاره‌های دینی را در این موارد صحیح دانست پس بهتراست برای رهایی از این تعارض محدوده دین را به حل مسائل ماوراء طبیعی محدود نماییم.


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه دین، 
برچسب ها: حضرت امام باقر(علیه السلام)، خرمشهر، دیدگاه حداقلی، ماوراء طبیعی، گالیله، مسائل عقلی عملی، كانت، عقلی نظری، معرفت، فلسفه كانت، معرفتهای تجربی، معرفتهای عقل نظری، معرفتهای عقل عملی، گوهر دین، شلایر ماخر، شهود، تجربه دینی، مسیحیت، درك وجدانی، دیدگاه ایمان گروی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 3 خرداد 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()

بسیاری از ما انسان ها خیال می کنیم اخلاق احتیاج به تعریف ندارد، چون هر کس در هر جای دنیا لغتی معادل آن را دارد و همه اخلاق و ضد اخلاق را می شناسند ، در حالی که اخلاق از جمله لغاتی است که تعریف آن بسیار مشکل است.
انسان با این همه کشفیات علمی و موشکافیهای فلسفی ای که انجام داده، و در بسیاری از آنها اتفاق نظر دارد ، هنوز نتوانسته همین لغت معمولی را حل کند و بر سر آن اتفاق نظر پیدا کند.
هر مکتبی بنا به سیستم فکری خود (فلسفی،عرفانی،اخلاقی،مادی و......)،اخلاق را تعریف می کند .
به نظر میرسد این اختلافات تا حدی از جهان بینی های مختلف سرچشمه می گیرد و هر مکتبی یک نوع سیستم اخلاقی پیشنهاد می کند اما در این بین مسلماتی هست که از انجا باید شروع کرد.
انچه مسلم است اینست که، اکثر کارهای انسانها فعل طبیعی هستند، نه اخلاقی به این معنی که وقتی انسان گرسنه می شود غذا می خورد،وقتی تشنه می شود آب می نوشد،وقتی خسته می شود استراحت می کند،و........
اینها افعال طبیعی اند و در سطح کارهای حیوانات .نه قابل ستایش است و نه قابل نکوهش .
اما فعل اخلاقی اولین مشخصه اش این است که تقاضای ستایش و آفرین دارد. هر کس می شنود،به مبداءاین کار احترام می گذارد .
همه انسانها فعل آن کسی(پیطر) را که در زمستان سرد روسیه، کنار رودخانه ایستاده، و احساس می کند چند نفر در حال غرق شدن هستند ، خود را به آب می زند وآنها را نجات می دهد و بر اثر آن ذات الریه می گیرد و می میرد را تحسین می کنند و آفرین می گویند ،چون از سطح کار عادی بالاتر است و آفرین می طلبد.
حال اسم این کار را چه می خواهید بگذارید ،اخلاق یا چیز دیگر، احدی نمی تواند این کار را ستایش نکند.
این حد اقل مسلّم از یک فعل اخلاقیست.

.................................................................
پی نوشت:

برگرفته از کتاب فلسفه اخلاق شهید مطهری ص15به بعد  






طبقه بندی: فلسفه دین،  فرهنگ دینی، 
برچسب ها: فلسفه اخلاق، فعل طبیعی، فعل اخلاقی، اخلاق، اخلاق فلسفی، اخلاق مادی، اخلاق عرفانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 2 خرداد 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()
Image Detail
دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب  همواره دغدغه هایی را برای دینداران  و خانواده های متدین به وجود آورده و تهدیدی برای نسل جوان محسوب می شود. این پدیده در سده های اخیر، به ویژه در قرن بیستم، بخش عظیمی از جهان را فرا گرفت و حتی موجب به وجود آمدن مکاتب فلسفی الحادی و ایدئولوژی های دین ستیز یا دین گریز گردید. اما چرا انسان که ذاتاً مشتاق دین است و فطرت او با درون مایه های دین پیوند تکوینی دارد، به دین گریزی روی می آورد و چرا دین گریزی در نسل جوان، نمود بیشتری دارد؟ در پاسخ، باید گفت: در دین الهی هیچ عنصر گریزاننده وجود ندارد; اگر انسان ها به دریافت معارف دینی و درک صحیح از دین حق نایل آیند، هرگز از دین نمی گریزند. افزون بر این، عقل و عشق ـ هر دو ـ در متن دین جای دارند. دین هم ذهن و خرد انسان را تغذیه می کند و هم به دل آدمی حیات، حرکت و نشاط می بخشد. بنابراین، علت دین گریزی را باید در خارج از قلمرو دین حق و آموزه های دینی جستوجو کرد. بدون تردید، عوامل متعددی در بروز دین گریزی نقش دارند که در این نوشتار به بخشی از آنها اشاره می گردد.
هر فردی با مراجعه به زندگی جوانان و مطالعه رفتارهای اجتماعی آنها، این مسئله را به صورت ملموس درخواهد یافت که در سال های اخیر و بخصوص پس از پایان هشت سال دفاع مقدّس، گرایش به فرهنگ بیگانه و فرهنگ غربی در بین جوانان ما رشد صعودی یافته است و گروه هایی از جوانان به علل گوناگون از دین و فرهنگ حالت گریز پیدا کرده اند، به گونه ای که وقتی در بین برخی از آنها از دین و فرهنگ خودی سخن به میان می آید به صورت علنی بی میلی و بی علاقگی خود را به دین اظهار می کنند. البته باید اذعان کرد که این انکار و زدگی از دین به خاطر خود دین نیست، بلکه علل این مسئله بیشتر به رفتارهای دین داران و مدعیان دین برمی گردد. بخش عمده این رفتارهای انکارگونه جوانان و گرایش های آنان به فرهنگ بیگانه به خاطر تبلیغات کاذب و دروغین درباره دین و القای شبهه در بین جوانان می باشد و چون جوانان برای این سؤالات و شبهات خود پاسخ قانع کننده ای نمی یابند، از دین گریزان شده، به فرهنگ بیگانه و غربی گرایش پیدا می کنند. البته با وجود همه این شبهات و تبلیغات همواره و در همه حال بارقه ای از دین و غیرت و حمیّت دینی در روح و روان جوانان موج می زند; بارقه امیدی که سرانجام بسیاری از جوانان را از غوطهور شدن در فرهنگ مبتذل غربی و بیگانه باز می دارد و آنان را به آغوش پرمحبت دین باز می گرداند.
● عوامل دین گریزی نسل جوان
الف) غفلت، جهل و عدم تفکر جوانان درباره دین

ادامه مطلب


داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | توسط : علی علایی | نظرات()


دین همواره از این ظرفیت برخوردار است که توامان از دو نیروی عقل و عشق بهره مند باشد. بر همین اساس است که یک دین موفق سعی می کند تا جان و دل پیروان خود را از این دو نیروی شگرف تا جایی که می تواند ، مملو کند تا یک متدین عاشق و عاقل داشته باشد.
با اینحال دین تنها زمانی می تواند به هدف خود دست یابد که علاوه بر معارض نبودن این دو با هم ، از اتحاد و یگانگی نیز برخودار باشند. به عبارت دیگر عقل یافته های عشق و دل را تصدیق کند و دل نیز یافته های عقل را. و در مواردی نیز عقل و عشق مکمل همدیگر باشند.
دین نام این تصدیق تقویت و تاکید شده را ایمان می گذارد. از نظر دین ، ایمان عملی اختیاریست که فرد در انتخاب آن و شدت و ضعفش مختارانه عمل می کند (1) همچنین ایمان از واقعیت مادی و ملموس برخوردار نیست بلکه مانند امید ، محبت و شکر واقعیتی روحانی یا نفسانی دارد. (2)
با عبارتی دیگر می توان ایمان را به « گرایشهای والای معنوی و فوق حیوانی انسان ، آنگاه که پایه و زیر بنای اعتقادی و فکری پیدا کند » تعریف کرد. (3)
حال باید پرسید و دید که ایمان با این تعریف و منشا چه کارکردی می تواند برای نوع انسان داشته باشد؟ به سخن دیگر ، دین با فراهم آوردن ایمان در پی رسیدن به چه اهدافی برای انسانها می باشد؟
در یک نگاه کلی می توان برای ایمان سه کارکرد مهم عنوان نمود :
1_ نهادینه کردن عقلانیت در وجود انسان:
همانطوری که ایمان در اصل وجود یافتن خود مرهون عقلانیت بود در بقا و ادمه ی حیات نیز نیازمند عقلانیت خواهد بود و « تجربه نشان می دهد جدایی این دو حتی جانشینی این دو از هم زیان بار است. به عنوان مثال ایمان ممکن است به خرافه یا تعصب کور و جمود ختم شود .» (4)
ایمان برای مصون ماندن از تحریف و انحراف همواره نیاز به یک پاسبان همیشه مسلح و صالح دارد چیزی که بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد و حق را از باطل و محکم را از متشابه .
به طور خلاصه اگر ایمان به ملاک و معیار نیازمند باشد (که قطعا هست) آن را چیزی جز عقل نمی توان دانست. این سخن بدین معناست که تنها انسانی می تواند مومن شود و مومن باقی بماند که همیشه و در هر حال عقلانیت را خصلت بنیادی خود کرده باشد.
2- ترسیم هدف و غایت:
ایمان از این توان برخوردار است که با ترسیم مقصد به حرکت انسانی جهت دهد و از گامهای انسان در مسیر کمال با نیروی عشق ، امید و حرارت پشتیبانی کند. تصور می کنم سخن راسل در کتاب اخلاق زناشویی را نیز می توان تاییدی برای غایتمندی در ایمان مطرح کرد : آنجا که می گوید :« کاری که منظور آن فقط در آمد باشد ، نتیجه ی مفیدی به بار نخواهد آورد. برای چنین نتیجه ای باید کاری پیشه کرد که در آن ایمان به یک فرد ، به یک مرام به یک غایت نهفته باشد.» (5)
3- تضمین سلامت روانی :
ایمان با ایجاد اطمینان و آرامش در قلب آدمی باعث می شود آدمی همواره از اضطراب و آسیبهای روانی به دور باشد. همچنین با القای بهجت و انساط درونی ، خوشبینی امیدواری و آرامش خاطر را در مومن ایجاد می کند و تاثیر مستقیمی در کاهش آلام و دردهای بشری دارد. (6)

منابع :
1_ عقلانیت ایمان ، هادی صادقی ، ص 291
2- راهی به رهایی ، مصطفی ملکیان , ص 158
3 مجموعه آثار شهید مطهری (انسان و ایمان) ، ج 1 ص 24
4- همان 36
5- اخلاق زناشویی ، برتراند راسل ، ترجمه ابراهیم یونسی ص 64
6- مجموعه آثار شهید مطهری (انسان و ایمان) ، ج 1 ص 48




طبقه بندی: فلسفه دین،  روان شناسی دین،  فرهنگ دینی، 
برچسب ها: دین، ایمان، عقل، دل، عشق، عاشق، عاقل، تعریف ایمان، ملاک ایمان، معیار ایمان، منشا ایمان، پیوند عشق و عقل، مومن، کارکرد ایمان، نقش ایمان، ایمان و انسان، عقلانیت و ایمان، عقل و ایمان، نسبت عقل ودین، تاثیر عقل و ایمان، انحرا ایمان، خرافه، تعصب کور، هدف ایمان، ارامش روانی ایمان، درمان بیماریهای روانی با ایمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()


پیامبران و پیشوایان دینی ما یك سلسله متون مكتوب برای ما به یادگار گذاشته اند كه ما از آنها به نام متون دینی یاد می كنیم.
به نظر می رسد در نسبت با این  متون دینی سه نوع رویكرد می تواند داشت:
رویكرد كتاب قانون
رویكرد نقشه
رویكرد یك طبیب

رویكرد اول(كتاب قانون) مخصوص فقهاست كسانی كه متولی تنظیم بایدها و نبایدهای دین هستند و در صدد هستند  باید و نباید های دین را آنگونه كه مورد رضای خداست از متون دینی استنباط كنند و به مردم ارائه كنند و از طرفی تلاش مجدانه ای دارند كه این باید و نبایدها مو به مو اجرا شود.
رویكرد دوم(نقشه) مخصوص فلاسفه و متكلمین است كسانی كه در صددند از زیر و بم این عالم با خبر شوند و جایگاه فیزیك و متافیزیك در عالم را از متون دینی استنباط كنند لذا گفته اند یكی از كاركردهای دین پاسخ گویی به سه سوال اساسی است  از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ به کجا می روم آخر ؟
رویكرد سوم (طبیبانه) مخصوص عارفان است افرادی كه تلاش می كنند جانهای بیمار مردم ،روح های مضطرب و مشتاق حقیقت را سیراب كنند و مرهمی بر زخم های مردم بگذارند .
تصور می كنم در كنار دو رویكرد اول، چیزی كه این روزها خیلی نیاز داریم رویكرد سوم است

انسان این دوران ،مضطرب است و ناامید ،سرشار از تشویش و تعارضات ذهنی و روحی است. انسانی كه مدام در حال تلاش برای رسیدن (بقیه در ادامه مطلب)
 

ادامه مطلب


طبقه بندی: روان شناسی دین، 
برچسب ها: رویكرد دینی، تلقی فلسفی از دین، تلقی فقاهتی از دین، طبیب دوار، انسان امروز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1391 | توسط : وحید فراهانی | نظرات()
    
                                                        
ازایراداتی كه امروزه برحجاب  وارد است, اینست كه حجاب سبب ركود و تعطیلی‏
فعالیتهائی اجتماعی است كه خداوند در استعداد زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق ، فكر،فهم، هوش واستعداد كار است و باید به ثمر برسد.از نظر عقل ومنطق اساسا وی حق دارد استعدادخود را به فعلیت برساند .
استدلالی دیگر:هرچیزی كه سبب شود قوای طبیعی وخدادادی انسان معطل وبی اثربماند به زیان اجتماع است.
 
در پاسخ این اشكال میگوییم كه حجاب اسلامی موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری اونیست و حجاب اسلام نمی‏گوید كه‏ باید زن را در خانه محبوس كرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت.
مبنای حجاب در اسلام اینست كه التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ،خالص برای كار و فعالیت باشد .از طرف دیگرهم به مرد اجازه نمی‏دهد كه ‏چشم چرانی كند .
چنین حجابی نه تنها نیروی كار زن را فلج نمی‏كند، بلکه موجب‏ تقویت نیروی كار اجتماع نیز می‏باشد.
اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود كند و اگر زن ساده و سنگین به دنبال كارخود برود، برای اجتماع بهتر است‏,یا اینكه زن برای یك بیرون رفتن چند ساعت پای آئینه و میز و ........وقت خود را تلف كند و زمانی هم كه بیرون رفت تمام سعیش این باشد كه افكارمردان را متوجه خود سازد و جوانان راكه باید مظهر اراده و فعالیت و تصمیم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و چشم چران و بی اراده تبدیل كند؟

شرافت زن اقتضاء می‏كند كه هنگامی كه از خانه بیرون می‏رود متین و سنگین‏ و با وقار باشد،
زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی‏ دار به سخن خود آهنگ ندهد .زیرا گاهی اوقات ژستها سخن می‏گویند ،راه رفتن انسان‏ سخن می‏گوید، طرز حرف زدنش یك حرف دیگری می‏زند. (1)
از نظر
مقام معظم رهبری: سلطه‌ى واقعى قدرتها، سلطه‌ى فرهنگى است. یعنى اگر ملتى بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را، و در مرحله‌ى بالاتر، زبان و خط خویش را در ملت دیگرى نفوذ بدهد، بر آن ملت مسلط است و سلطه‌ى او، یک سلطه‌ى حقیقى است؛ کارى که در دوره‌یى از این دویست سال گذشته در این اواخر امریکاییها انجام دادند؛ یعنى زبان و خط و فرهنگ و روشهاى زندگى خودشان را به هر کشورى که توانستند، صادر کردند.(2)


پی نوشت

1. برگرفته از کتاب مساله حجاب از فیلسوف بزرگ  شهید آیت الله مطهری (ره)
2. سخنان رهبر معظم آیت الله خامنه ای سال 87 در جمع مسولان فرهنگی





طبقه بندی: فرهنگ دینی، 
برچسب ها: ركود، حجاب، خداوند، زن، مرد، ذوق، فكر، فهم، هوش، عقل ومنطق، ظلم، عدالت، زیان، اجتماع، اسلامی، ضایع، استعدادهای فطری، محبوس، التذاذات جنسی، همسر، مشروع، محیط اجتماع، چشم چرانی، تمتعات جنسی، همسر قانونی، ساده، سنگین، آئینه، هوسباز، بی اراده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1391 | توسط : بین الحرمین | نظرات()



جواب این سوال بستگی تمام به این دارد ، که از ایمان چه اراده کنیم . حقیقت این است که لفظ ایمان و مترادف های گوناگون آن در زبان های مختلف و نیز الفاظ قریب المعنی با آن در سنت های دینی متفاوت، از جمله ، اسلام، مسیحیت، ادیان رومی، ادیان یونانی و آیین بودا و هندو بر معانی و مفاهیم بسیار متفاوتی دلالت دارند، و حتی در قلمرو یک سنت دینی نیز تلقی های متفاوتی از پدیده ایمان وجود دارند، و نیز، به همین سبب، در باب متعلق ایمان هم دیدگاه های مختلف اتخاذ شده اند : بعضی متعلق ایمان را گزاره ها و قضایا می دانند ، بعضی انسان ها، بعضی موجودات غیر انسانی و بعضی آرمان ها.


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه دین، 
برچسب ها: ایمان، انواع تجربه های دینی، عقایدجزمی، متعلق ایمان، حقیقت ایمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 | توسط : سجاد رستمی | نظرات()


سلام دوستان عزیز
بحثی که داشتیم در مورد نیاز به دین و بررسی   دیدگاه «اریك فروم» بود. دیدگاه «اریك فروم» در بعضی موارد نه تنها با دین سازگاری ندارد بلکه بعضا مخالف اهداف دین می باشد و دیدگاه ایشان از چند جهت دارای اشکال و انتقاد می باشد :

1- مسؤولیت‌گریزی: مسؤولیت‌گریزی،عامل گرایش به دین نیست بلكه عامل دین‌گریزی است؛ زیرا دین خود مسؤولیت آور است. آن ‌كه به دین ایمان می‌آورد، نه به‌خاطر گریز از مسؤولیت است؛ زیرا در این صورت، مسؤولیت بزرگ‌تری را كه همان دین است، نمی‌پذیرفت. بلكه به‌خاطر مسؤولیت‌پذیری است كه به دین روی آورده است.

2- آزادی‌گریزی: آزادی‌گریزی مدلّل نیست. این‌كه انسان از آزادی مطلق وحشت دارد و از آن گریزان است، قابل اثبات نیست؛ به‌ویژه با نگاهی به تاریخ، این امر روشن‌تر می‌شود. در تاریخ، برای دست‌یابی به آزادی و یا برای افزایش بر آزادی موجود كه از آن برخوردار بودند، نهضت‌های خونین بسیاری پدید آمده است. هیچ‌گاه آزادی از انسان به‌طور كامل نفی نشده است، تا گفته شود درگیری‌های مهم تاریخ برای رسیدن به حدّاقل آزادی بوده است. انسان همیشه از برخی آزادی‌ها برخوردار بوده است و تلاش او برای دست‌یابی به آزادی‌های دیگری است كه از آن بی‌بهره بوده است. پس انسان، آزادی‌گریز نیست بلكه آزادی‌طلب است.


ادامه مطلب


طبقه بندی: فلسفه دین، 
برچسب ها: دیدگاه «اریك فروم»، اهداف دین، مسؤولیت‌گریزی، دین‌گریزی، مسؤولیت آور، آزادی‌گریزی، آزادی مطلق، تناقض در گفتار، نگرش مشترك و كانون سرسپردگی، جایگزین داشتن دین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | توسط : احمد صادقی | نظرات()


 

همیشه و همه جا ،در کوچه و بازار، در اقتصاد و فرهنگ، در دین و مذهب، از نیاز و نیازمندی بشر زیاد گفته می شود. اساسا خلقت بر اساس نیاز بوجود آمده است ، در نظام آفرینش تنها چیزی قابل بقاست که مورد نیاز بوده باشد و همان نیاز بودن ضامن بقای آن است.

 به عبارت دیگر تنها چیزی قابل بقاست،که اثر نیک و مفید نسبت به سایر اجزاء عالم و پیکره عالم داشته باشد که اگر بی خاصیت و بی اثر باشد، محکوم به زوال و فناست.هر چه را که احساس کنیم دیگر خاصیتی ندارد، آن را طرد می کنیم وهیچ چیزی از این قاعده مستثنی نیست.

قرآن کریم به زیبایی مثال می زند،می فرمایدفاما الزبد فیذهب جفاء واما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» آنچه بی اثر است و بی فایده، مانند کف روی آب است و آنچه مفید است و بر حق مانند سیل.

 کف از بین می رود اما آب باقی می ماند این قانون در بسیاری از حوزه ها قابل اجراست،که یکی از آن حوزه ها اجتماع است.هرموردی که نیاز اجتماع و مفید به حال اجتماع باشد و اجتماع را به سوی خیر و تکامل هدایت کند، در نظام خلقت باقی و برای اجتماع بشر محفوظ می ماند و اگر نیاز نباشد نمی توان آن را به زور نگه داشت این قانون خداست .

قرآن کریم می فرمایدانا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» می خواهد بگوید این قرآن، همیشه مورد نیاز بشر است ،بنابراین ما همیشه آن را محفوظ خواهیم داشت.

 اگر اسلام این قدرت را نداشته باشد که نیازهای جامعه بشری را رفع کند، امکان ندارد باقی بماند اما اسلام این توانایی را داشته و باقی خواهد ماند ، تنها وظیفه ما این است که این احساس احتیاج و نیاز را در بشر بیدار کنیم و این امر مورد نیاز را به بشر محتاج عرضه بداریم ، به همین مقدار کافیست ،نمی خواهد نگهدارش باشیم او خودش جای خود را باز می کند.

........................................................

پی نوشت ها:

 برگرفته شده از پانزده گفتار شهید مطهری ص 15 به بعد
1)سوره  رعد آیه 17
2)
سوره حجر آیه 9





طبقه بندی: روان شناسی دین، 
برچسب ها: اصل نیاز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 | توسط : ذره بین | نظرات()
با نگرش به تاریخ بشر و جامعه ی انسانی اهمیت وجایگاه دین روشن می شود . طی زمان دین در تمام عرصه ی زندگی بشر حضور چشمگیر داشتند و بیشتر مردم دنیا خودشان را در تمام ابعاد زندگی در اختیار دین قرار داه وملزم به آن هستند.
توصیف دین:اعتقادات ونگرشهای نسبت به دین باعث تعاریف مختلف از بشر متدین شده است،دین در غرب به نام مسیحیت شناخته می شود و در اسلام در دستورها و برنامه هایی که پیامبران بلاخص پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله  وسلم) برای زندگی دنیا و آخرت آورده اند ،دین نامیده می شود .

انواع دین:اسلام،مسیحیت،یهودیت-خاستگاه خور نزدیک-

ادیان جادویی:آیین هندو،آیین بودا، آیین کنفوسیوس ،آیین تائو

 نظریه ی عمده دین: - در غرب رویکرد جامعه شناختی نسبت به دین مارکس.دورکیم ووبر است،اساسا مذهب توهم است طرفدارن مذاهب را متقاعد کردند.

-در اسلام دین و فرآیند جدا از زندگی نیست و منافات با زندگی ندارد و در طول هم هست.
و سازمانهای دینی وفرقه های مذهبی دین را به عنوان فرایند دخالت در تمام ابعاد وافکار بشر ونگاه متفاوت به زن ومردداردواین در نگاه اسلام بر اساس عدالت است .
بلی جامعه شناسان غربی دین رادر دنیای مدرن به صورت حاشیه ای نگاه میکندوتنها وبردر مورد دین حدس میزندومی گویند:تنها اسلام ممکن است حیات دوباره یابد،آری تحولات عمده ی سیاسی وجنبش های منطقه ای وانقلاب اسلامی ایران همه اش مدیون اسلام است
، دین یک پدیده فرهنگی واجتماعی در زمان طول زمان به صورت گروهی وسازمانی بین مردم خودشان رانشان داده ومطالعه دین وشناخت آن امروزه به صورت دین پژوهی است ویکی ازشاخه های مهم در دین پژوهی جامعه شناسی دینی است یعنی مطالعه دین از منظر جامعه شناسی است .جامعه شناس سعی دارد نقش دین درجامعه وتاثیر آن بر مسائل اجتماعی رامورد بررسی قراردهدورشته های مختلف دین پژوهی عبارتنداز:کلام ،فلسفه دین،تاریخ ادیان ،پدیدار شناسی دین،روان شناسی دین ، جامه شناسی دین ومردم شناسی دین است .
تعریف جامعه شناسی دین:معرفتی است ناظر به دین مححق،که بخشی خاص ازادیان وابعاد اجتماعی آن نظر دارد وبا رویکردغیرمتعهدانه هیچ التزام پیشین نسبت به موضوع خویش ندارد،لذا دراین منظر بدون توچه به صدق وکذب گزاره های دینی،ارزش گزاری وداوری بین ادیان ،وجود خارجی وتاریخی دین مورد تحلیل وبررسی جامعه شناختی قرارمیگیرد؛بنابراین امروزه مشکلات جامعه اسلامی بیش از پیش زیاد شده ونیازمند کارشناسان دین بنام جامعه شناسی دینی است.
 
۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 | توسط : علی علایی | نظرات()

در تاریخ ادیان گاهی به دسته ای از دین ها بر می خوریم که از آنها با عنوان ادیان خاموش یا مرده نام برده می شود. ادیان بین النهرین ، مصر باستان و ... را میتوان در این دسته قرار داد. (1)
وقتی از یک دین شناس سوال شود چه عاملی رقم زننده ی مرگ دین است وی می تواند در پاسخ دو نوع مرگ برای دین معرفی کند که هر کدام عاملی جدا از دیگری خواهند داشت.
1_ نوع اول : مرگ در عالم واقعی و خارجی
مرگی که از آن به خاموشی دین نیز یاد می شود و در مقابل ادیان زنده مطرح می شود که از پیروان قابل توجهی برخوردارند. (2)
دین شناس سعی می کند عامل مرگ یا خاموشی را در ارتباط با بحث منشا نیاز به دین و همچنین کارکرد دین جویا شود.
از نظر وی دین دو نوع کارکرد می تواند داشته باشد : (3)
1/1- کارکرد معرفتی یا جهان بینی : که دین سعی می کند همواره گزاره هایی را به عنوان حقیقت عالم خارج و انسان ، در اختیار پیروان خود قرار دهد
1/2 – کارکرد ایدئولوژیک : هر دین موظف است سیستم و برنامه ای ارایه کند که شخص متدین با عمل به آن ، به اهداف متعین دین دست یابد.
در واقع کارکرد دین را می توان در تعیین هدف و راه رسیدن به آن خلاصه کرد.
حال اگر یک دین در یک یا هردو کارکرد نتواند پیروان خود را قانع کند و باعث از بین رفتن وجهه ی خود شود باید گفت این دین به آخر خط رسیده و باید شاهد دفن خود در قبرستان ادیان باشد.
به تعبیر دیگر هر پدیده ای اعم از دین و غیر دین اگر نتواند نیازی از انسان برطرف کند یا سودی به او ببخشد محکوم به نیستی خواهد بود.
برهمین اساس است که علمای ادیان مختلف همواره سعی در تبیین و توجیه عقاید خود هستند تا به زنده بودن دین خود افتخار کنند.
2- نوع دوم : مرگ شخصی
فارغ از بررسی تاریخی و علمی مساله (مرگ دین) می توانیم از نگاه درونی و شخصی هم در جواب مساله اندیشه کنیم. و این بار با محور قرار دادن خود فرد و رابطه اش با دین به پاسخ مهم دیگری برسیم.
در این نوع نگاه هم ، مرگ دین محقق می شود منتها با این تفاوت که مرگ دین فقط در درون فرد و شخص واقع می شود با وجود اینکه هنوز در عالم خارج و  درون افراد دیگر زنده است.
این نوع مرگ در اثر فعالیت دو عامل خطرناک و سرطانی حاصل می شود.
2/1- جهل و ندانستن : گاهی می شود در ذهن یک متدین سوالاتی در زمینه های مختلف دینی شکل می گیرد ولی فرد به جای یافتن پاسخ و پرسش از دیگرانی که می دانند (4) سوال را تبدیل به شبهه می کنند و شبهه نیز در اعماق جان او قرار می گیرد و ریشه می دواند و همین مقدمه ای می شود برای مرگ دین در درون فرد دیندار.
2/2- سلسله ای از مسایل نفسانی : مانند اهمال و سستی ، پیروی از خواهشهای نفسانی و ضعف در عمل به برنامه های دین.
همه ی ما همواره شاهد افرادی بوده ایم که ادعای دین و  دینداری داشته اند اما در مقام عمل هیچ تناسبی با آنچه که می گفتند، نداشتند.
وقتی متدینی در عین اینکه می داند دین به او اجازه ی رباخواری نمی دهد ، ربا می خورد در واقع با عملش ثابت می کند که دین در او مرده است چرا که توان تاثیر گذاری و اعمال نفوذ ندارد.
همین معنا را می توان از قرآن کریم نیز استفاده کرد:
وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً (5)
و هرکس پس از روشن بودن راه حق بر او ، با رسول او به مخالفت برخیزد و راهی غیر طریق اهل ایمان پیش گیرد وی را به همان که برگریزیده واگذاریم و وی را به جهنم درافکنیم ، که آن بسیار بد منزلگاهی است.
با توجه به مطالب گفته شده تفاوت اساسی مرگ اول و دوم در اینست که در نوع دوم دین در واقع زنده است ولی شخص به واسطه ی رفتارهای خودش از نعمت دین بی بهره می شود.

منابع
1_ سیری در تاریخ ادیان زنده ی جهان ، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی ، ص 24
2- همان
3- آموزش عقاید ، علامه مصباح یزدی ، ص 32
4- بپرسید از اهل ذکر اگر نمی دانید ، قرآن کریم انبیا / 7
5- نسا /115





طبقه بندی: فلسفه دین،  روان شناسی دین، 
برچسب ها: مرگ، مرگ دین، ادیان خاموش، ادیان زنده، مرگ واقعی، مرگ شخصی، جهانبینی، ایدئولوژی، جهل، هوی هوس، قبرستان ادیان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 | توسط : شهید خرد | نظرات()

این روزها درسایت ها و شبكه های اجتماعی یك نام زیاد شنیده می شود:شاهین نجفی

نامی كه باعث رنجش خاطر میلیون ها شیعه شد.

قضیه از جایی شروع شد كه  عده ای با تشكیل كمپینی به نام كمپین امام نقی در فیسبوك شروع به ساختن انواع و اقسام طنز كردند؛جریانی كه  به باور ما شیعیان توهین به مقدسات شیعه بود و هست.

اخیرا خواننده ای به نام شاهین نجفی رپر معروف خارج نشین، ترانه ای ساخته با عنوان نقی كه موضوع بحث ها و گفتگوهای زیادی در فضای مجازی و حقیقی شده اس.

عده ای از موافقان این ترانه و این حركت، با اعتراض به حكم آیت الله صافی گلپایگانی معتقدند به اقتضای آزادی بیان هر كسی می تواند عقیده اش را ابراز كند.

مخاطب این پست من دقیقا این طیف از  افرادی هستند كه به نوعی از این خواننده حمایت كرده اند و من بدون اینكه  بخواهم در اینجا بحث فقهی و درون دینی  مطرح كنم تنها یك نكته اخلاقی را به عنوان یك انسان و یك ناظر این ماجرا و نه به عنوان یك شیعه مطرح می كنم :

اینكه اصلی در اخلاق و فلسفه اخلاق وجود دارد كه ما بدون وجود دلیل و ضرورت حق نداریم عواطف انسان های دیگر را جریحه دار كنیم و اگر بدون دلیل و ضرورت احساس انسانی دیگر را جریحه دار كردیم در واقع فعلی غیر اخلاقی را مرتكب شده ایم

ما فقط وقتی می توانیم تعادل  احساس و روانی دیگری را بر هم بزنیم كه
 اولا توان تشخیص مصلحت و مفسده آن فرد را داشته باشیم
 ثانیا این بر هم زدن تعادل دلیل محكمی داشته باشد

بگذارید با یك مثال مساله را روشن تر كنیم
 وقتی كه جوانی در گیر و دار یك عشق كور است و خانواده او با دلیل قطعی  مخالفت خود  را اعلام می كنند و احساس او را جریحه دار می كنند اما این ناراحتی موقتی به دلیل مصلحت بلند مدت این جوان است لذا مخالفت پدر و مادر مخالف قوانین اخلاق نیست چون دو شرط بالا را دارد

یا توجه به توضیحات و این اصل اخلاقی

تصور می كنم( به عنوان یك ناظر) قطعا كار این خواننده محكوم است چرا كه بی دلیل  وبدون ضرورت احساسات میلیون ها شیعه را آزرد خصوصا اینكه در میان شیعیان عنصر محبت بسیار پررنگ است و هر گونه توهینی به ائمه در واقع پا گذاشتن بر روی این عنصر مهم در وجود یك مسلمان شیعی است.





طبقه بندی: سایر موضوعات، 
برچسب ها: شاهین نجفی، اخلاق، ضرورت اخلاقی، آیت الله صافی گلپایگانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1391 | توسط : وحید فراهانی | نظرات()
زمین خوردن چه زیباست، اگر هدف             بوسیدن خاک پای مادر باشد
ولادت یگانه بانوی عالم حضرت زهرای مرضیه س و روز مادر این گوهر محبت وهمچنین روز زن را به شما تبریک عرض میکنیم.  
                                                                              
مدار و محور زندگی و رفتار انسان،«شناخت»ها و«باور»های اوست. هر چه شناخت های انسان درست تر، عمیق تر و جامع تر باشد، حرکت او در مسیر کمال و هدف خلقت بیشتر خواهد بود. از این رو تلاش برای کسب معرفت های لازم و شناخت های مفید، ارزنده و ضروری است.
اصل معنای دین، اطاعت و پاداش است وبه معنای ثانوی در مورد«شریعت» به کار می رود.
 به تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السّلام): (اصل الدین شجرة اصلها التسلیم و الرضا) اساس و ریشه ی دین، درختی است که ریشه در تسلیم و رضا دارد.»(1)
از این رو برای رسیدن به آیین خداپسند و زندگی منطبق با خواسته های آفریدگار، ابتدا باید«دینِ» را شناخت،کسی می تواند مدعی زندگی مکتبی و متدینانه باشد که برای شناخت دین، تلاش کرده و به این «معرفت ناب» رسیده باشد.
خوب حال شناخت های بسیار و علوم متفاوتی میان مردم رایج است، ولی راستی کدام معرفت و آموزش، حیاتی تر و مهم تر است؟
امام کاظم(علیه السّلام) می فرماید:  همه ی دانش مردم را ( خلاصه شده) در چهار چیز یافتم:
1: آن که پروردگارت را بشناسی                       2:آن که بدانی با تو چه کرده( و چه نعمت هایی به تو داده است)
3:آن که بدانی از تو چه خواسته است              4:آن که بدانی چه چیزی تو را از دینت خارج می سازد(2)
این چهار نکته ی مهم، اصول کلی و ریشه ای دین شناسی است که در«خداشناسی»،«نعمت شناسی»، «وظیفه شناسی» و«راه شناسی» خلاصه می شود.
ما چند نکته از این چهار نکته را در زندگی روزمره دارا هستیم.؟

1. غررالحکم و دررالکلم
2.  الحیاة، ج1،ص 61





طبقه بندی: فلسفه دین، 
برچسب ها: دین شناسی، زندگی، انسان، «شناخت»ها، «باور»ها، هدف خلقت، معرفت، مفید، ضروری، وبلاگ، معیارها، مقرّرات، اصول، برنامه های علمی، اعتقادات قلبی، فرموده ها، خواسته ها، خداوند، پیامبران، الهی، عقیده، آیین، مقرّراتی، آفریدگار، اصول دین، فروع دین، اطاعت، پاداش، شریعت، انقیاد، روایات اسلامی، امیرالمؤمنین، علیه السّلام، اصل الدین شجرة، تسلیم،
مطالب مرتبط: بین الحرمین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391 | توسط : بین الحرمین | نظرات()
  • تعداد کل صفحات : 5  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5